اجرا کردن
ejrâ kardan[ʔed͡ʒ.ɹɒ́ː kʰʲæɹ.d̪æn]
vollziehen فعل
فعل
- اجرا کردنejrâ kardanاِجرا کَردَن[ʔed͡ʒ.ɹɒ́ː kʰʲæɹ.d̪æn](bring about)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ایفاء کردنایفاء کَردَنتأییدنشده
- تنفیض کردنتَنفیض کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ vollziehen
فعل
- تلفظ
- [fɔlˈt͡siːən]
همهٔ صورتها
- vollzogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- vollziehenمعلوم، مصدر، حال
- vollziehendمعلوم، participle، حال
- vollzogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- vollziehمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vollzieheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vollziehtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- vollzieheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- vollzieheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vollziehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- vollziehestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vollziehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- vollzieheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vollziehenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- vollziehenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- vollziehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- vollziehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vollziehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- vollziehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vollzogمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- vollzögeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vollzogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- vollzögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vollzögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vollzogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- vollzögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vollzogenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- vollzögenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- vollzogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- vollzögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vollzögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vollzogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- vollzögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
an jem. den Bann vollziehen
کسی را بالکل هلاک کردن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها