فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی خال خال شدن

تأییدنشده

voller Flecken sein
عبارت

عبارت

  • چیزی خال خال شدنچیزی خال خال شُدَن(z.B.: von Blut)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها