رفتن به محتوامتصور کردن
تأییدنشده
visualisieren فعل
فعل
- متصور کردنمُتَصَوِر کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ visualisieren
فعل
- تلفظ
- [ˌvizualiˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- visualisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- visualisierendمعلوم، participle، حال
- visualisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- visualisierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- visualisiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- visualisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- visualisiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- visualisiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- visualisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- visualisierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- visualisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- visualisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- visualisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- visualisieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- visualisierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- visualisierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- visualisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- visualisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- visualisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- visualisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- visualisiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- visualisiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- visualisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- visualisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- visualisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- visualisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها