فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چارزاویه

تأییدنشده

viereckig صفت

صفت

  • چارزاویهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چهارگونهچَهارگونهتأییدنشده

دستور زبانِ viereckig

صفت

تلفظ
[ˈfiːɐ̯ˌʔɛkɪç], [ˈfiːɐ̯ˌʔɛkɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • viereckigصفت مطلق
  • viereckigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • viereckigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • viereckigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • viereckigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • viereckigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • viereckigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • viereckigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • viereckigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • viereckigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • viereckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • viereckigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • viereckigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها