واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

بسیار

besyâr[bes.jɒːɹ]

viel
قید

نمونه با viel

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Er hat viele Begabungen.

او استعدادهای بسیاری دارد.

قید

  • بسیارbesyârبِسیار[bes.jɒːɹ](a large amount of)(a large amount)
  • زیاد(a large amount)(very much)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • خیلیxeyliخِیلی[xéj.liː]تأییدنشده
  • کثیرکَثیرتأییدنشده
  • خیلی زیادخِیلی زیاد(very much)تأییدنشده

ضمیر

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • مقدار زیاد(a large amount)تأییدنشده

دستور زبان viel

قید

خوانش
[fiːl]
همهٔ ریخت‌ها
  • vielصفت ساده
  • mehrصفت برتر
  • am meistenصفت برترین
  • vielerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vieleمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vielesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vieleحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • vielenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vielerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vielenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vielerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • vielemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vielerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vielemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vielenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • vielenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vieleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vielesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • vieleحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • vieleمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vieleمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vieleخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vielenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • vielenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vielenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vielenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vielenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • vielenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vielenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vielenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vielenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • vielenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vieleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vieleحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • vielenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • vielerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • vieleمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • vielesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • vielenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • vielenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • vielenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • vielenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • vielenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • vielenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • vielenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • vielenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • vielenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • vielenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • vieleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • vielesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • vielenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • mehrererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • mehrereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • mehreresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • mehrereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • mehrerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • mehrererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • mehrerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • mehrererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • mehreremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • mehrererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • mehreremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • mehrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • mehrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • mehrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • mehreresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • mehrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • mehrereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • mehrerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • mehrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • mehrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • mehrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • mehrererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • mehrereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • mehreresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • mehrerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • mehrerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • mehrerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • mehrerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • mehrerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • mehrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • mehrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • mehrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • mehrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • mehrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • mehrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • mehreresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • mehrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • meisterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meisteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meistesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meisteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • meistenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meisterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meistenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meisterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • meistemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meisterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meistemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meistenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • meistenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meisteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meistesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • meisteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • meisteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meisteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meisteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meisteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meisteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meistenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • meisterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • meisteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • meistesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • meistenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • meistenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • meistenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • meistenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • meistenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • meistenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • meistenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • meistenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • meistenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • meistenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • meisteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • meistesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • meistenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Ein leeres Fass klingt viel lauter.

یک بشکهٔ توخالی بیش‌تر صدا می‌کند.

۳Der Saturn hat viele Monde.

زحل قمرهای زیادی دارد.

۴Wir könnten viel voneinander lernen.

ما می‌توانیم بسیار از یکدیگر بیاموزیم.

۵Höre viel und rede wenig.

بیشتر گوش کن و کمتر حرف بزن.

۶Mehr als genug ist zu viel.

بیشتر از بسیار، زیاد است.

۷Wir haben im Winter viel Schnee.

ما زمستانها خیلی برف داریم.

۸Das Spiel begeisterte viele Leute.

بازی افراد زیادی را به شعف آورد.

۹Ich schlafe nicht viel.

من زیاد نمی خوابم.

۱۰Viele Obdachlose leben in Parks.

بسیاری از بی‌خانمانان در پارکها زندگی می‌کنند.

۱۱Jener Laden hat viele Kunden.

آن فروشگاه بسیاری مشتری دارد.

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #8244517), cojiluc (fa #9415666), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #873970), cojiluc (fa #6944028), Tatoeba
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #5664765), cojiluc (fa #12761009), Tatoeba
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #2062410), cojiluc (fa #9867965), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #1950393), cojiluc (fa #8135277), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #1231164), cojiluc (fa #8144338), Tatoeba
  7. ۷: kutschektar (de #7294092), salim346 (fa #5157881), Tatoeba
  8. ۸: Tamy (de #1892552), cojiluc (fa #6963983), Tatoeba
  9. ۹: kutschektar (de #7285678), Hussein64 (fa #5118055), Tatoeba
  10. ۱۰: freddy1 (de #3032895), cojiluc (fa #7429839), Tatoeba
  11. ۱۱: xtofu80 (de #441845), cojiluc (fa #6832207), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها