فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انشعاب کردن

تأییدنشده

verzweigen فعل

فعل

  • انشعاب کردناِنشِعاب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verzweigen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈt͡svaɪ̯ɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verzweigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verzweigendمعلوم، participle، حال
  • verzweigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verzweigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verzweigetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verzweigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verzweigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verzweigeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verzweigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzweigeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzweigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verzweigetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verzweigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzweigetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها