فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گالوانیزه کردن

تأییدنشده

verzinken فعل

فعل

  • گالوانیزه کردن(transitiv: etwas mit einem Zinküberzug versehen)تأییدنشده

دستور زبانِ verzinken

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈt͡sɪŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verzinktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verzinkenمعلوم، مصدر، حال
  • verzinkendمعلوم، participle، حال
  • verzinktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verzinkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzinkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzinktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzinkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verzinkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verzinkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzinkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verzinktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verzinkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verzinkenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verzinkenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verzinktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzinketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verzinkenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verzinkenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verzinkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verzinkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzinktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verzinktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzinkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verzinkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzinktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verzinktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verzinktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verzinktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verzinktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verzinktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها