رفتن به محتواگالوانیزه کردن
تأییدنشده
verzinken فعل
فعل
- گالوانیزه کردن(transitiv: etwas mit einem Zinküberzug versehen)تأییدنشده
دستور زبانِ verzinken
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈt͡sɪŋkn̩]
همهٔ صورتها
- verzinktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verzinkenمعلوم، مصدر، حال
- verzinkendمعلوم، participle، حال
- verzinktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verzinkمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verzinkeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verzinktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verzinkeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verzinkeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verzinkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verzinkestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verzinktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verzinkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verzinkenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- verzinkenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- verzinktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verzinketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verzinkenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- verzinkenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verzinkteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verzinkteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verzinktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verzinktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verzinkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verzinkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verzinktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verzinktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verzinktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verzinktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verzinktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verzinktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها