فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مصرف کردن

تأییدنشده

masraf kardan[mæs.ɹǽf kʰʲæɹ.d̪æn]

verzehren فعل

فعل

  • مصرف کردنmasraf kardanمَصرَف کَردَن[mæs.ɹǽf kʰʲæɹ.d̪æn](2. eat)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نابود شدن(4. destroy completely)تأییدنشده
  • خوردنxordanخوردَن[xoɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ verzehren

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈt͡seːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • verzehrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verzehrenمعلوم، مصدر، حال
  • verzehrendمعلوم، participle، حال
  • verzehrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verzehrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzehreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzehrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzehreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verzehreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verzehrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzehrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verzehrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verzehreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verzehrenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verzehrenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verzehrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzehretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verzehrenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verzehrenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verzehrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verzehrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzehrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verzehrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzehrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verzehrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzehrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verzehrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verzehrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verzehrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verzehrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verzehrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzehrtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها