رفتن به محتوادندانه دار کردن
تأییدنشده
verzahnen فعل
فعل
- دندانه دار کردندَندانه دار کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verzahnen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈt͡saːnən]
همهٔ صورتها
- verzahntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verzahnendمعلوم، participle، حال
- verzahntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verzahnمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verzahneمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verzahntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verzahnetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verzahnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verzahneمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verzahneمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verzahnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verzahnestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verzahntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verzahneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verzahntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verzahnetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verzahnetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verzahnteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verzahneteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verzahnteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verzahneteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verzahntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verzahnetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verzahntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verzahnetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verzahnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verzahneteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verzahnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verzahneteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verzahntenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verzahnetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verzahntenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verzahnetenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verzahntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verzahnetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verzahntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verzahnetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verzahntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verzahnetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verzahntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verzahnetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها