فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دندانه دار کردن

تأییدنشده

verzahnen فعل

فعل

  • دندانه دار کردندَندانه دار کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verzahnen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈt͡saːnən]
همهٔ صورت‌ها
  • verzahntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verzahnendمعلوم، participle، حال
  • verzahntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verzahnمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzahneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzahntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzahnetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzahnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verzahneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verzahneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verzahnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzahnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verzahntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verzahneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verzahntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzahnetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzahnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verzahnteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verzahneteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verzahnteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzahneteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzahntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verzahnetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verzahntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzahnetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzahnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verzahneteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verzahnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzahneteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzahntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verzahnetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verzahntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verzahnetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verzahntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verzahnetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verzahntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verzahnetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verzahntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verzahnetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verzahntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzahnetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها