فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مأیوس شدن

تأییدنشده

verzagen فعل

فعل

  • مأیوس شدنمأیوس شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verzagen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈt͡saːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verzagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verzagenمعلوم، مصدر، حال
  • verzagendمعلوم، participle، حال
  • verzagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verzagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verzageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verzagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verzagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verzagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verzageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verzagenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verzagenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verzagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verzagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verzagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verzagenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verzagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verzagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verzagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verzagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verzagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verzagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verzagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verzagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verzagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verzagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verzagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

ihre Herzen verzagen

دلهایشان فرو می ریزند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها