فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از دست دادن

az dast dâdan[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn]

verwirken فعل

فعل

  • از دست دادنaz dast dâdanاز دَست دادَن[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn](to suffer the loss)

دستور زبانِ verwirken

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈvɪʁkn̩], [fɛɐ̯ˈvɪʁkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verwirktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verwirkendمعلوم، participle، حال
  • verwirktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verwirkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwirkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwirktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verwirkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verwirkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwirkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwirkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwirktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verwirkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verwirktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verwirketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verwirkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verwirkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwirktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verwirktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwirkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verwirkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verwirktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verwirktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verwirktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verwirktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verwirktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verwirktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها