رفتن به محتوامتعفن شدن
تأییدنشده
verwesen فعل
فعل
- متعفن شدنمُتَعفِن شُدَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گندیدنgandidanگَندیدَن[ɡʲæn̪.d̪iː.d̪ǽn]((intransitive) to suffer decomposition)تأییدنشده
- پوسیدنpusidanپوسیدَن[pʰuː.siː.d̪ǽn]((intransitive) to suffer decomposition)تأییدنشده
دستور زبانِ verwesen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈveːzn̩]
همهٔ صورتها
- verwestparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verwesendمعلوم، participle، حال
- verwestparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verwesمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verweseمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verwestمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verweseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verweseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verwesestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwestمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verweseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verwestمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verwesetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verwesteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verwesteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verwestestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verwestestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verwesteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verwesteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verwestenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verwestenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verwestetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verwestetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verwestenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verwestenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها