فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

متعفن شدن

تأییدنشده

verwesen فعل

فعل

  • متعفن شدنمُتَعفِن شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گندیدنgandidanگَندیدَن[ɡʲæn̪.d̪iː.d̪ǽn]((intransitive) to suffer decomposition)تأییدنشده
  • پوسیدنpusidanپوسیدَن[pʰuː.siː.d̪ǽn]((intransitive) to suffer decomposition)تأییدنشده

دستور زبانِ verwesen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈveːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verwestparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verwesendمعلوم، participle، حال
  • verwestparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verwesمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verweseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwestمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verweseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verweseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwesestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwestمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verweseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verwestمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verwesetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verwesteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verwesteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwestestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verwestestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwesteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verwesteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verwestenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verwestenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verwestetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verwestetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verwestenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verwestenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها