فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اخطار کردن به

تأییدنشده

verwarnen فعل

فعل

  • اخطار کردن بهاِخطار کَردَن بهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هشدار دادنتأییدنشده

دستور زبانِ verwarnen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈvaʁnən]
همهٔ صورت‌ها
  • verwarntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verwarnendمعلوم، participle، حال
  • verwarntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verwarnمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwarneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwarntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verwarnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verwarneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verwarneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwarnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwarnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwarntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verwarneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verwarntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verwarnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verwarnteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verwarnteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwarntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verwarntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwarnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verwarnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verwarntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verwarntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verwarntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verwarntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verwarntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verwarntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها