رفتن به محتوااخطار کردن به
تأییدنشده
verwarnen فعل
فعل
- اخطار کردن بهاِخطار کَردَن بهتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
دستور زبانِ verwarnen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈvaʁnən]
همهٔ صورتها
- verwarntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verwarnendمعلوم، participle، حال
- verwarntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verwarnمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verwarneمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verwarntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verwarnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verwarneمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verwarneمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwarnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verwarnestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwarntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verwarneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verwarntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verwarnetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verwarnteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verwarnteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verwarntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verwarntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verwarnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verwarnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verwarntenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verwarntenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verwarntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verwarntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verwarntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verwarntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها