فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی محرز می شود

تأییدنشده

verwahrt werden
عبارت

عبارت

  • چیزی محرز می شودچیزی مُحرِز می شَوَدتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها