رفتن به محتوابه امانت دادن
تأییدنشده
verwahren فعل
فعل
- به امانت دادنبه اَمانَت دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ verwahren
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈvaːʁən]
همهٔ صورتها
- verwahrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verwahrenمعلوم، مصدر، حال
- verwahrendمعلوم، participle، حال
- verwahrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verwahrمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verwahreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verwahrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verwahreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verwahreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwahrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verwahrestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwahrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verwahreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verwahrenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- verwahrenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- verwahrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verwahretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verwahrenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- verwahrenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verwahrteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verwahrteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verwahrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verwahrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verwahrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verwahrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verwahrtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verwahrtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verwahrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verwahrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verwahrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verwahrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verwahrtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
- Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive
منابع و ارجاعها