فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به امانت دادن

تأییدنشده

verwahren فعل

فعل

  • به امانت دادنبه اَمانَت دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ verwahren

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈvaːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • verwahrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verwahrenمعلوم، مصدر، حال
  • verwahrendمعلوم، participle، حال
  • verwahrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verwahrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwahreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwahrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verwahreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verwahreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwahrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwahrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwahrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verwahreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verwahrenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verwahrenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verwahrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verwahretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verwahrenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verwahrenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verwahrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verwahrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwahrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verwahrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwahrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verwahrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verwahrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verwahrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verwahrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verwahrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verwahrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verwahrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verwahrtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive
منابع و ارجاع‌ها