فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مبعد

تأییدنشده

vertrieben نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • مبعدمُبعِدتأییدنشده

دستور زبانِ vertrieben

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

In diesem Geschäft wird kein Alkohol vertrieben.

در این مغازه الکل توزیع نمی‌شود.

Das Paradies gibt sich erst dann als solches zu erkennen, wenn wir daraus vertrieben wurden.

بهشت‌ها وقتی از آنها بیرون رانده شدیم تازه شناخته می‌شوند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2653088), cojiluc (fa #11924520), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2485359), cojiluc (fa #12128542), tatoeba.org
منابع و مجوزها