فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آهنگ ساختن

تأییدنشده

vertonen فعل

فعل

  • آهنگ ساختنآهَنگ ساختنتأییدنشده

دستور زبانِ vertonen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈtoːnən]
همهٔ صورت‌ها
  • vertontparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vertonendمعلوم، participle، حال
  • vertontparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vertonمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertoneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertontمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vertonمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vertoneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vertoneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vertonstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertonestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vertontمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vertoneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vertontمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vertonetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vertonteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vertonteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vertontestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vertontestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vertonteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vertonteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vertontenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vertontenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vertontetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vertontetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vertontenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vertontenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها