فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به اتلاف رساندن

تأییدنشده

vertilgen فعل

فعل

  • به اتلاف رساندنبه اِتلاف رِساندَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محو کردنمَحو کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ vertilgen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈtɪlɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vertilgtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vertilgendمعلوم، participle، حال
  • vertilgtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vertilgمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertilgeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertilgtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vertilgeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vertilgeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vertilgstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertilgestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vertilgtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vertilgeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vertilgtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vertilgetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vertilgteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vertilgteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vertilgtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vertilgtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vertilgteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vertilgteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vertilgtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vertilgtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vertilgtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vertilgtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vertilgtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vertilgtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

jem. vom Erdboden vertilgen

دمار کسی را بر آوردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها