فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عمق بخشیدن

تأییدنشده

vertiefen فعل

فعل

  • عمق بخشیدنتأییدنشده

دستور زبانِ vertiefen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈtiːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vertieftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vertiefendمعلوم، participle، حال
  • vertieftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vertiefمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertiefeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertieftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vertiefeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vertiefeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vertiefstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertiefestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vertieftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vertiefeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vertieftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vertiefetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vertiefteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vertiefteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vertieftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vertieftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vertiefteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vertiefteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vertieftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vertieftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vertieftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vertieftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vertieftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vertieftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

in das Wort vertiefen und ausloten

در کلمات غور کرده و ته و توی مطلب را در آوردن

er ist in seine Arbeit vertieft

او سر گرم کار خودش است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها