فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به تعویق انداختن

تأییدنشده

vertagen فعل

فعل

  • به تعویق انداختنبه تَعویق اَنداختَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • موکول کردنموکول کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ vertagen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈtaːɡn̩], [fɛɐ̯ˈtaːɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vertagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vertagendمعلوم، participle، حال
  • vertagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vertagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vertageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vertageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vertagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vertagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vertagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vertageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vertagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vertagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vertagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vertagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vertagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vertagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vertagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vertagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vertagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vertagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vertagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vertagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vertagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vertagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها