فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نقض کردن

تأییدنشده

verstoßen
حال (سوم‌شخص مفرد):
verstößt, verstoßt
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
verstieß
اسم مفعول:
verstoßen
فعل کمکی:
haben
فعل

فعل

  • نقض کردن(to break or violate a treaty, a law, a right etc.)تأییدنشده

دستور زبانِ verstoßen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃtoːsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verstoßenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verstoßenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verstoßenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verstoßenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verstoßenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verstoßeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verstoßeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verstoßenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verstoßenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verstoßenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verstoßenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verstoßenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verstoßenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verstoßenمعلوم، مصدر، حال
  • verstoßendمعلوم، participle، حال
  • verstoßenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verstoßمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstoßeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstoßtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verstoßeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verstoßeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstößtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstoßestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstößtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verstoßeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verstoßenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verstoßenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verstoßtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verstoßetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verstoßenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verstoßenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verstießمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verstießeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstießestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verstießtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verstießestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstießمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verstießeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verstießenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verstießenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verstießtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verstießetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verstießenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verstießenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

    منابع و مجوزها