فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مردن

تأییدنشده

mordan[moɹ.d̪æn]

versterben فعل

فعل

  • مردنmordanمُردن[moɹ.d̪æn](to stop living)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فوت کردنfowt kardan, fut kardanفوت کَردَن[fowt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn][fuːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn](to die (euphemistic))تأییدنشده

دستور زبانِ versterben

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃtɛʁbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verstorbenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • versterbenمعلوم، مصدر، حال
  • versterbendمعلوم، participle، حال
  • verstorbenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verstirbمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versterbtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versterbeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versterbeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstirbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versterbestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstirbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • versterbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versterbenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • versterbenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • versterbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versterbetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versterbenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • versterbenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verstarbمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verstürbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstarbstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verstürbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstürbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstarbمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verstürbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verstarbenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verstürbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verstarbtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verstürbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verstürbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verstarbenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verstürbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Gestern Abend verstarb sein Vater im Krankenhaus.

دیشب پدرش در بیمارستان مرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Hans_Adler (de #783794), cojiluc (fa #11563601), tatoeba.org
منابع و مجوزها