فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تبدیل به مستحاث شدن

تأییدنشده

versteinern فعل

فعل

  • تبدیل به مستحاث شدنتَبدیل به مُستَحاث شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ versteinern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃtaɪ̯nɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • versteinertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • versteinerndمعلوم، participle، حال
  • versteinertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • versteinerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versteinereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versteinreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versteinertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versteinerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versteinereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versteinreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versteinereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versteinreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versteinerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versteinerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versteinertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • versteinereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versteinreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versteinertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versteinertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versteinerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • versteinerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versteinertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • versteinertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versteinerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • versteinerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • versteinertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • versteinertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • versteinertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • versteinertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • versteinertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • versteinertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • versteinerestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • versteineretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • versteinrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • versteinretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها