فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دررفتن

تأییدنشده

verstauchen فعل

فعل

  • دررفتندَررَفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رگ برگ کردنرَگ بِرَگ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verstauchen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃtaʊ̯xn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verstauchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verstauchendمعلوم، participle، حال
  • verstauchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verstauchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstaucheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstauchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verstaucheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verstaucheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstauchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstauchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstauchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verstaucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verstauchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verstauchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verstauchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verstauchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstauchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verstauchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstauchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verstauchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verstauchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verstauchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verstauchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verstauchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verstauchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verstauchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها