فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خاک خوردن

تأییدنشده

verstauben فعل

فعل

  • خاک خوردنخاک خوردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verstauben

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃtaʊ̯bn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verstaubtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verstaubendمعلوم، participle، حال
  • verstaubtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verstaubمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstaubeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstaubtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verstaubeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verstaubeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstaubstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstaubestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstaubtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verstaubeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verstaubtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verstaubetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verstaubteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verstaubteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstaubtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verstaubtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstaubteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verstaubteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verstaubtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verstaubtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verstaubtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verstaubtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verstaubtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verstaubtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها