رفتن به محتواخاک خوردن
تأییدنشده
verstauben فعل
فعل
- خاک خوردنخاک خوردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verstauben
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈʃtaʊ̯bn̩]
همهٔ صورتها
- verstaubtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verstaubendمعلوم، participle، حال
- verstaubtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verstaubمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verstaubeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verstaubtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verstaubeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verstaubeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verstaubstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verstaubestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verstaubtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verstaubeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verstaubtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verstaubetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verstaubteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verstaubteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verstaubtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verstaubtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verstaubteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verstaubteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verstaubtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verstaubtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verstaubtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verstaubtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verstaubtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verstaubtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها