فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ملی کردن

تأییدنشده

verstaatlichen فعل

فعل

  • ملی کردنمِلی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دولت کردندولَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verstaatlichen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃtaːtlɪçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verstaatlichtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verstaatlichendمعلوم، participle، حال
  • verstaatlichtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verstaatlichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstaatlicheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstaatlichtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verstaatlicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verstaatlicheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstaatlichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verstaatlichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verstaatlichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verstaatlicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verstaatlichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verstaatlichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verstaatlichteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verstaatlichteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstaatlichtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verstaatlichtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verstaatlichteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verstaatlichteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verstaatlichtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verstaatlichtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verstaatlichtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verstaatlichtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verstaatlichtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verstaatlichtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها