فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قول دادن

versprechen فعل

فعل

  • قول دادنقول دادَن(to commit to something)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • وعده دادنوَعده دادَن(to commit to something)تأییدنشده

دستور زبانِ versprechen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃpʁɛçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • versprochenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • versprechendمعلوم، participle، حال
  • versprochenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • versprichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versprechtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versprecheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versprecheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versprichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versprechestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versprichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • versprecheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versprechtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versprechetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versprachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • versprächeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versprachstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • versprächestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versprächstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versprachمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • versprächeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • versprachenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • versprächenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • versprachtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • versprächetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • versprächtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • versprachenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • versprächenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wähle auf keinen Fall einen Lehrer, der dir einen raschen Erfolg verspricht!

به هیچ وجه آموزگاری انتخاب نکن که به تو یک موفقیت سریع قول دهد.

Versprechen Sie?

آیا قول می‌دهی؟

Man soll nie zu viel versprechen.

آدم نباید هرگز زیاد قول بدهد.

Versprechen und nicht halten, tun die Jungen und die Alten.

قول دادن و پایبند نبودن هم جوانان انجام می‌دهند و هم پیران.

Versprechen halte ich immer.

من همیشه به قولم وفادارم.

Ich verspreche es.

من آن را قول می‌دهم.

Ich verspreche, das wird nicht wieder vorkommen.

من قول می‌دهم که این دوباره پیش نخواهد آمد.

Himmel auf Erden versprechen.

آسمان و زمین قول می‌دهند.

Lieber sofort ablehnen als lange versprechen.

بهتر است فوری رد کرد تا قول دراز داد.

Versprechen und halten ist zweierlei.

قول و پایبندی دوگانه هستند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2184834), cojiluc (fa #13124797), tatoeba.org
  2. ۲: mrtaistoi (de #1997654), cojiluc (fa #6834876), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1927078), cojiluc (fa #6834901), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #4876460), cojiluc (fa #8140450), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #860616), cojiluc (fa #7773573), tatoeba.org
  6. ۶: Vortarulo (de #2159649), cojiluc (fa #6834882), tatoeba.org
  7. ۷: Naina (de #11862457), cojiluc (fa #12884772), tatoeba.org
  8. ۸: freddy1 (de #2223305), cojiluc (fa #6834894), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1658974), cojiluc (fa #8188266), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1929240), cojiluc (fa #8136018), tatoeba.org
منابع و مجوزها