فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مهار کردن

تأییدنشده

verspannen فعل

فعل

  • مهار کردنمَهار کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محکم کردنمُحکَم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verspannen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃpanən]
همهٔ صورت‌ها
  • verspanntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verspannendمعلوم، participle، حال
  • verspanntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verspannمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verspanneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verspanntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verspannetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verspannمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verspanneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verspanneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verspannstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verspannestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verspanntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verspanneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verspanntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verspannetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verspannetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verspannteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verspanneteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verspannteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verspanneteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verspanntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verspannetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verspanntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verspannetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verspannteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verspanneteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verspannteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verspanneteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verspanntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verspannetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verspanntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verspannetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verspanntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verspannetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verspanntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verspannetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verspanntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verspannetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verspanntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verspannetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها