فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بتونه کاری کردن

تأییدنشده

verspachteln فعل

فعل

  • بتونه کاری کردنبِتونه کاری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verspachteln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃpaxtl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • verspachteltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verspachtelnمعلوم، مصدر، حال
  • verspachtelndمعلوم، participle، حال
  • verspachteltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verspachtleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verspachtelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verspachteleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verspachteltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verspachtleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verspachtelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verspachteleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verspachteleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verspachtleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verspachtelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verspachtelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verspachtlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verspachtelestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verspachteltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verspachteleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verspachtleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verspachtelnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verspachtelnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verspachtlenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verspachtelenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verspachteltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verspachteltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verspachtletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verspachteletمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verspachtelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verspachtelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verspachtlenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verspachtelenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verspachtelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verspachtelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verspachteltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verspachteltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verspachtelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verspachtelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verspachteltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verspachteltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verspachteltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verspachteltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verspachteltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verspachteltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها