فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ریختن

تأییدنشده

rixtan[ɹiːx.t̪ʰǽn]

versickern فعل

فعل

  • ریختنrixtanریختَن[ɹiːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ versickern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈzɪkɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • versickertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • versickerndمعلوم، participle، حال
  • versickertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • versickerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versickereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versickreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versickertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versickerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versickereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versickreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versickereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versickreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versickerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versickerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versickrestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versickerestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versickertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • versickereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versickreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versickrenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • versickerenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • versickertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versickertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versickretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versickeretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versickrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versickerenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versickerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • versickerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versickertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • versickertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versickerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • versickerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • versickertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • versickertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • versickertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • versickertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • versickertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • versickertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها