فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیمه کردن

bime kardan

versichern فعل

فعل

  • بیمه کردنbime kardanبیمه کَردَن(insure)(bei Versicherung)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اطمینان دادناِطمینان دادَنتأییدنشده
  • بیمه بودن(to provide for compensation if some risk occurs)تأییدنشده
  • تأکید کردنta'kid kardanتأکید کَردَن[t̪ʰæʔ.kʰʲíːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ versichern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈzɪçɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • versichertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • versicherndمعلوم، participle، حال
  • versichertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • versicherمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versichereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versichreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versichertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versicherمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versichereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versichreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versichereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versichreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versicherstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versicherstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versichertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • versichereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versichreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versichertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versichertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versicherteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • versicherteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versichertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • versichertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versicherteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • versicherteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • versichertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • versichertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • versichertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • versichertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • versichertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • versichertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

ich versichere dir

به تو تضمین می دهم

منابع و ارجاع‌ها