فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کز دادن

تأییدنشده

versengen فعل

فعل

  • کز دادنکِز دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پرهودن(to burn the surface of something so as to discolour it)تأییدنشده
  • پیهودن(to burn the surface of something so as to discolour it)تأییدنشده

دستور زبانِ versengen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈzɛŋən]
همهٔ صورت‌ها
  • versengtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • versengendمعلوم، participle، حال
  • versengtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • versengمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versengeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versengtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versengeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versengeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versengstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versengestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versengtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • versengeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versengtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versengetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versengteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • versengteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versengtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • versengtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versengteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • versengteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • versengtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • versengtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • versengtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • versengtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • versengtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • versengtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها