فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مبهم

mobham[mob.hǽm]

verschwommen صفت

صفت

  • مبهمmobhamمُبهَم[mob.hǽm](not clearly expressed)

دستور زبانِ verschwommen

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃvɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • verschwommenerصفت تفضیلی
  • am verschwommenstenصفت عالی
  • verschwommenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verschwommenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verschwommenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verschwommenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschwommeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verschwommeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verschwommenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verschwommenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verschwommenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verschwommenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verschwommenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verschwommenererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verschwommeneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • verschwommeneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verschwommeneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • verschwommenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verschwommeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verschwommenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • verschwommenereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • verschwommenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verschwommenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • verschwommenererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verschwommenereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verschwommeneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verschwommenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • verschwommenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verschwommenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verschwommeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verschwommenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • verschwommensterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommenstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommensteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommensterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommensterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommensterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommenstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommensteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verschwommensteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommensteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommensteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommenstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verschwommensterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verschwommensteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verschwommensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verschwommenstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich sehe verschwommen.

دید من تار شده است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Lundian (de #13494636), manelie (fa #12740820), tatoeba.org
منابع و مجوزها