فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترنجیدن

تأییدنشده

verschrumpeln فعل

فعل

  • ترنجیدن(become wrinkled)تأییدنشده

دستور زبانِ verschrumpeln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃʁʊmpl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • verschrumpeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschrumpelndمعلوم، participle، حال
  • verschrumpeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschrumpleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschrumpelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschrumpeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschrumpeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschrumpleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschrumpelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschrumpeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschrumpeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschrumpleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschrumpelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschrumpelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschrumplestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschrumpeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschrumpeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschrumpleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschrumpeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschrumpeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschrumpletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschrumpelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschrumpelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschrumpeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschrumpeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschrumpelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschrumpelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschrumpeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschrumpeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschrumpeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschrumpeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschrumpeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschrumpeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها