فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نفس تازه کردن

تأییدنشده

verschnaufen فعل

فعل

  • نفس تازه کردننَفَسِ تازه کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آرام گرفتنârâm gereftanآرام گِرِفتَن[ɒːˌɾɒːm ɡʲeɾefˈt̪ʰæn]تأییدنشده
  • استراحتاِستِراحَت(to take a break, or rest while doing a strenuous activity)تأییدنشده
  • دم‌گیری(to take a break, or rest while doing a strenuous activity)تأییدنشده

دستور زبانِ verschnaufen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃnaʊ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschnauftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschnaufendمعلوم، participle، حال
  • verschnauftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschnaufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschnaufeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschnauftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschnaufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschnaufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschnaufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschnaufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschnauftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschnaufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschnauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschnaufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschnaufteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschnaufteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschnauftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschnauftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschnaufteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschnaufteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschnauftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschnauftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschnauftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschnauftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschnauftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschnauftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها