فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مالیدن

تأییدنشده

mâlidan[mɒː.liː.d̪ǽn]

verschmieren فعل

فعل

  • مالیدنmâlidanمالیدَن[mɒː.liː.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ verschmieren

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • verschmiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschmierendمعلوم، participle، حال
  • verschmiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschmierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschmiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschmiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschmieretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschmiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschmiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschmierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschmierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschmiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschmieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschmiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschmiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschmieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschmieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschmierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschmiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschmierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschmieretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschmiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmieretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschmiereteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschmierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschmiereteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschmiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschmieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschmiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschmieretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschmiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmieretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschmieretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschmiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschmieretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها