رفتن به محتواادغام کردن
تأییدنشده
verschmelzen فعل
فعل
- ادغام کردناِدغام کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به هم جوش خوردنبه هَم جوش خوردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verschmelzen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈʃmɛlt͡sn̩]
همهٔ صورتها
- verschmolzenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verschmelzendمعلوم، participle، حال
- verschmolzenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verschmilzمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschmelztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verschmelzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschmelzeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschmilztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verschmelzestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschmilztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verschmelzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verschmelztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verschmelzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verschmolzمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verschmölzeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschmolzestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verschmolztمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verschmölzestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschmolzمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verschmölzeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschmolzenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verschmölzenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verschmolztمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verschmölzetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verschmolzenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verschmölzenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها