فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زبونی کشیدن

تأییدنشده

verschmachten فعل

فعل

  • زبونی کشیدنزَبونی کِشیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verschmachten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃmaxtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschmachtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschmachtendمعلوم، participle، حال
  • verschmachtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschmachteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschmachtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschmachtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschmachteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschmachteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschmachtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschmachtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschmachtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschmachteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschmachtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschmachtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschmachteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschmachteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmachtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschmachtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmachteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschmachteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschmachtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschmachtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmachtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschmachtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschmachtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschmachtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها