فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بدتر کردن

تأییدنشده

verschlimmern فعل

فعل

  • بدتر کردنبَدتَر کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verschlimmern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃlɪmɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • verschlimmertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschlimmerndمعلوم، participle، حال
  • verschlimmertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschlimmerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlimmereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlimmreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlimmertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschlimmerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschlimmereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschlimmreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschlimmereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschlimmreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschlimmerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlimmerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschlimmertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschlimmereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschlimmreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschlimmertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschlimmertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschlimmerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschlimmerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlimmertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlimmertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlimmerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschlimmerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschlimmertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschlimmertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlimmertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschlimmertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlimmertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschlimmertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschlimmerestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • verschlimmeretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • verschlimmrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • verschlimmretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها