رفتن به محتوابدتر کردن
تأییدنشده
verschlimmern فعل
فعل
- بدتر کردنبَدتَر کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verschlimmern
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈʃlɪmɐn]
همهٔ صورتها
- verschlimmertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verschlimmerndمعلوم، participle، حال
- verschlimmertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verschlimmerمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschlimmereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschlimmreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschlimmertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verschlimmerمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschlimmereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschlimmreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschlimmereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschlimmreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschlimmerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verschlimmerstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschlimmertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verschlimmereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verschlimmreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verschlimmertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verschlimmertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verschlimmerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verschlimmerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschlimmertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verschlimmertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschlimmerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verschlimmerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschlimmertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verschlimmertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verschlimmertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verschlimmertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verschlimmertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verschlimmertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschlimmerestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- verschlimmeretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
- verschlimmrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- verschlimmretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها