فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دادرسی را بتأخیر انداختن

تأییدنشده

verschleppen فعل

فعل

  • دادرسی را بتأخیر انداختندادرِسی را بِتأخیر اَنداختَن(z.B. Verfahren)تأییدنشده

دستور زبانِ verschleppen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃlɛpn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschlepptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschleppendمعلوم، participle، حال
  • verschlepptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschleppمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschleppeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlepptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschleppeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschleppeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschleppstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschleppestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschlepptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschleppeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschlepptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschleppetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschleppteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschleppteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlepptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlepptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschleppteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschleppteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschlepptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschlepptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlepptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschlepptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlepptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschlepptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Hast du die Taschenlampe verschleppt?

چراغ قوه را ربودی؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: raggione (de #8253372), cojiluc (fa #11194164), tatoeba.org
منابع و مجوزها