پنهان کردن
تأییدنشده
penhân kardan[pʰen.hɒ́ːn kʰʲæɹ.d̪æn]
verschleiern فعل
فعل
- پنهان کردنpenhân kardanپِنهان کَردَن[pʰen.hɒ́ːn kʰʲæɹ.d̪æn](to hide something)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مخفی کردنmaxfi kardanمَخفی کَردَن[mæx.fiː kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
- مستور کردنمَستور کَردَنتأییدنشده
- غیب کردنغِیب کَردَنتأییدنشده
- قائم کردنقاِئم کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verschleiern
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈʃlaɪ̯ɐn]
همهٔ صورتها
- verschleiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verschleierndمعلوم، participle، حال
- verschleiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verschleierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschleiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschleireمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschleiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verschleierمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschleiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschleireمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschleiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschleireمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschleierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verschleierstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschleiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verschleiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verschleireمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verschleiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verschleiertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verschleierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verschleierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschleiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verschleiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschleierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verschleierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschleiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verschleiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verschleiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verschleiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verschleiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verschleiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschleierestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- verschleieretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
- verschleirestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- verschleiretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها