فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به ظهور خود رعایت نکردن

تأییدنشده

verschlampen فعل

فعل

  • به ظهور خود رعایت نکردنبه ظُهورِ خود رَعایَت نَکَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غفلت کردنغِفلَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verschlampen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃlampn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschlamptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschlampendمعلوم، participle، حال
  • verschlamptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschlampمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlampeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlamptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschlampeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschlampeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschlampstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlampestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschlamptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschlampeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschlamptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschlampetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschlampteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschlampteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlamptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlamptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlampteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschlampteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschlamptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschlamptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlamptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschlamptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlamptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschlamptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها