رفتن به محتوابه ظهور خود رعایت نکردن
تأییدنشده
verschlampen فعل
فعل
- به ظهور خود رعایت نکردنبه ظُهورِ خود رَعایَت نَکَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- غفلت کردنغِفلَت کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verschlampen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈʃlampn̩]
همهٔ صورتها
- verschlamptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verschlampendمعلوم، participle، حال
- verschlamptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verschlampمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschlampeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschlamptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verschlampeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschlampeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschlampstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verschlampestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschlamptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verschlampeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verschlamptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verschlampetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verschlampteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verschlampteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschlamptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verschlamptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschlampteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verschlampteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschlamptenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verschlamptenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verschlamptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verschlamptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verschlamptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verschlamptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها