فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دیر بیدار شدن

تأییدنشده

verschlafen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • دیر بیدار شدندیر بیدار شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خواب آلود(unausgeschlafen)تأییدنشده

دستور زبانِ verschlafen

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

ich hab's verschlafen

من خواب ماندم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها