فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کپک زدن

تأییدنشده

kapak zadan

verschimmeln فعل

فعل

  • کپک زدنkapak zadanکَپَک زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verschimmeln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃɪml̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • verschimmeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschimmelndمعلوم، participle، حال
  • verschimmeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschimmleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschimmelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschimmeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschimmeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschimmleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschimmelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschimmeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschimmeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschimmleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschimmelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschimmelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschimmlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschimmeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschimmeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschimmleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschimmeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschimmeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschimmletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschimmelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschimmelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschimmeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschimmeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschimmelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschimmelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschimmeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschimmeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschimmeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschimmeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschimmeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschimmeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها