فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرستادن

تأییدنشده

ferestâdan[fe.ɹes.t̪ʰɒː.d̪ǽn]

verschicken فعل

فعل

  • فرستادنferestâdanفِرِستادَن[fe.ɹes.t̪ʰɒː.d̪ǽn](make something go somewhere)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ترابار کردن(to send a parcel or container)تأییدنشده

دستور زبانِ verschicken

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃɪkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschicktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschickendمعلوم، participle، حال
  • verschicktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschickمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschickeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschicktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschickeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschickeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschickestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschicktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschicktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschicketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschickteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschickteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschicktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschicktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschicktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschicktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschicktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschicktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschicktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschicktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها