رفتن به محتواهدیه دادن
تأییدنشده
verschenken فعل
فعل
- هدیه دادنهِدیه دادَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بذل و بخشش کردنبَذل و بَخشِش کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verschenken
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈʃɛŋkn̩]
همهٔ صورتها
- verschenktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verschenkendمعلوم، participle، حال
- verschenktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verschenkمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschenkeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschenktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verschenkeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschenkeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschenkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verschenkestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschenktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verschenkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verschenktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verschenketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verschenkteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verschenkteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschenktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verschenktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschenkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verschenkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschenktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verschenktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verschenktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verschenktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verschenktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verschenktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها