فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هدیه دادن

تأییدنشده

verschenken فعل

فعل

  • هدیه دادنهِدیه دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بذل و بخشش کردنبَذل و بَخشِش کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verschenken

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃɛŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschenktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschenkendمعلوم، participle، حال
  • verschenktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschenkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschenkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschenktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschenkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschenkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschenkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschenkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschenktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschenkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschenktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschenketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschenkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschenkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschenktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschenktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschenkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschenkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschenktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschenktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschenktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschenktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschenktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschenktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها