فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گور کسی کردن

تأییدنشده

verscharren فعل

فعل

  • گور کسی کردنگورِ کِسی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verscharren

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃaʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • verscharrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verscharrendمعلوم، participle، حال
  • verscharrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verscharrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verscharreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verscharrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verscharreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verscharreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verscharrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verscharrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verscharrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verscharreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verscharrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verscharretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verscharrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verscharrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verscharrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verscharrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verscharrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verscharrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verscharrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verscharrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verscharrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verscharrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verscharrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verscharrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها