رفتن به محتواروکش کردن
تأییدنشده
verschalen فعل
فعل
- روکش کردنروکِش کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verschalen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈʃaːlən]
همهٔ صورتها
- verschaltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verschalendمعلوم، participle، حال
- verschaltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verschalمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschaleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verschaltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verschaletمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verschaleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verschaleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschalstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verschalestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verschalestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verschaltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verschaletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verschaleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verschaltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verschaletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verschaletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verschalteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verschaleteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verschalteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschaleteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschaltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verschaletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verschaltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschaletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verschalteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verschaleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verschalteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschaleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschaltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verschaletenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verschaltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verschaletenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verschaltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verschaletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verschaltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verschaletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verschaltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verschaletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verschaltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verschaletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها