فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

افشاندن

تأییدنشده

afšândan[ʔæf.ʃɒːn̪.d̪ǽn]

verschütten فعل

فعل

  • افشاندنafšândanاَفشاندَن[ʔæf.ʃɒːn̪.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ verschütten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃʏtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschüttetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschüttenمعلوم، مصدر، حال
  • verschüttendمعلوم، participle، حال
  • verschüttetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschütteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschüttمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschüttetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschütteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschütteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschüttestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschüttestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschüttetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschütteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschüttenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verschüttenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verschüttetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschüttetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschüttenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verschüttenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschütteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschütteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschüttetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschüttetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschütteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschütteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschüttetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschüttetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschüttetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschüttetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschüttetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschüttetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich verschüttete Kaffee auf deiner Tischdecke.

من قهوه را روی خوانت ریختم.

Ich verschüttete Kaffee auf deiner Tischdecke.

من قهوه را روی سفره‌ات ریختم.

Ich fürchte, ich habe Kaffee auf die Tischdecke verschüttet.

می‌ترسم قهوه را روی سفره ریخته باشم.

Es ist sinnlos, verschüttete Milch zu beweinen.

برای شیر ریخته شده شیون نمی‌کنند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Über verschüttete Milch lohnt sich nicht zu weinen.

برای شیر ریخته شده شیون نمی‌کنند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Tom verschüttete Rotwein über Marias weißes Kleid.

تام شراب قرمز را ریخت روی لباس سفید مری.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: mauersegler (de #3863509), cojiluc (fa #8179250), tatoeba.org
  2. ۲: mauersegler (de #3863509), cojiluc (fa #8179249), tatoeba.org
  3. ۳: landano (de #439494), cojiluc (fa #10729483), tatoeba.org
  4. ۴: BraveSentry (de #781652), cojiluc (fa #7544919), tatoeba.org
  5. ۵: enteka (de #1395233), cojiluc (fa #7544919), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #3842077), kuarash (fa #3839784), tatoeba.org
منابع و مجوزها