فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مرتکب گناه شدن

تأییدنشده

versündigen فعل

فعل

  • مرتکب گناه شدنمُرتَکِبِ گُناه شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گناه ورزیدنگُناه وَرزیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ versündigen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈzʏndɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • versündigeاول‌شخص، حال، مفرد
  • versündigstحال، دوم‌شخص، مفرد
  • versündigtحال، مفرد، سوم‌شخص
  • versündigteاول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • versündigteاول‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versündigوجه امری، مفرد
  • versündigeوجه امری، مفرد
  • versündigtوجه امری، جمع
  • versündigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • versündigtparticiple، گذشتهٔ نقلی
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال
  • versündigendparticiple، حال
  • versündigestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • versündigetمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • versündigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • versündigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، subjunctive
  • versündigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • versündigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، subjunctive
  • versündigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • versündigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، subjunctive

مثال‌ها

sich gegen die Gebote Gottes versündigen

از دستورات خدا تخطی کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها